مدیریت آنلاین
... چقــــــدر دیر می فهمیم که زندگــــــی همین روزهاییست که منتظــــر گذشتنش هســتیم... 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

از آنجا که در مورد ارتباط «نظام ارزشى اسلام» و «مدیریت» سؤالات زیادى شده و با همه توضیحات، احتمالاً ارتباط آنها به خوبى روشن نشده است، ناچار این گفتار را به تبیین بیشترى از همین موضوع اختصاص مى دهیم.

اصولاً از ترکیب اضافى «مدیریت اسلامى» برداشتهاى مختلفى مى شود:

الف. تربیت یافتگان دانشگاه هاى غربى به دلیل دیدگاه ویژه خود، این تعبیر را صحیح نمى دانند و معتقدند که علومى از قبیل مدیریت، روان شناسى، جامعه شناسى و حتى اقتصاد، اسلامى و غیر اسلامى ندارد. آنها تصور مى کنند که تعابیرى از این قبیل، مصنوعى و ساخته عالمان متعصب مذهبى است که در پى سوء استفاده از مذهب و اعتقاد مردمند. طبق اعتقاد آنها روحانیت در مسیحیت و اسلام براى تأمین منافع مادى و تعمیق حاکمیت ظاهراً معنوى خود و اغفال مردم به هر علمى، نابجا رنگ دینى مى زند تا سر رشته تمامى علوم از جمله علوم انسانى را نیز بدست گیرد. متولیان امور دینى ـ که اصلاً نیازى به وجودشان نیست


برداشتهاى مختلف از مدیریت اسلامى

از آنجا که در مورد ارتباط «نظام ارزشى اسلام» و «مدیریت» سؤالات زیادى شده و با همه توضیحات، احتمالاً ارتباط آنها به خوبى روشن نشده است، ناچار این گفتار را به تبیین بیشترى از همین موضوع اختصاص مى دهیم.

اصولاً از ترکیب اضافى «مدیریت اسلامى» برداشتهاى مختلفى مى شود
:

الف. تربیت یافتگان دانشگاه هاى غربى به دلیل دیدگاه ویژه خود، این تعبیر را صحیح نمى دانند و معتقدند که علومى از قبیل مدیریت، روان شناسى، جامعه شناسى و حتى اقتصاد، اسلامى و غیر اسلامى ندارد. آنها تصور مى کنند که تعابیرى از این قبیل، مصنوعى و ساخته عالمان متعصب مذهبى است که در پى سوء استفاده از مذهب و اعتقاد مردمند. طبق اعتقاد آنها روحانیت در مسیحیت و اسلام براى تأمین منافع مادى و تعمیق حاکمیت ظاهراً معنوى خود و اغفال مردم به هر علمى، نابجا رنگ دینى مى زند تا سر رشته تمامى علوم از جمله علوم انسانى را نیز بدست گیرد. متولیان امور دینى ـ که اصلاً نیازى به وجودشان نیست ـ از گرایش و علاقه مردم به دین و موقعیت اجتماعى و عواطف دینى مردم سوءاستفاده مى کنند و در علومى که با آنها هیچ ارتباطى ندارد دخالت مى نمایند. این دخل و تصرف و سوءاستفاده، مخصوصاً بعد از انقلاب اسلامى فزونى گرفت. این قشر که مسئولیت آن قبل از انقلاب اسلامى به روضه خوانى و امامت مساجد محدود مى شد، بعد از انقلاب فرصتى پیدا کرد که پسوند «اسلام» را بر انقلاب و به تبع آن بر دانشگاهها، ارگانها و علوم انسانى، از جمله مدیریت، اضافه نماید و به این بهانه که اسلام، دینى فراگیر است و به مُتَوَلّى نیاز دارد خود را مُتَوَلّیان اسلام معرفى کردند و بر هر چیزى انگ اسلامى زدند
.

از دید این گروه، علمى به نام «مدیریت اسلامى» وجود خارجى ندارد. بعضى از این به اصطلاح متفکران، صادقانه و شاید هم از روى بى غرضى اعتقاد خود را بیان مى کنند. برداشت آنها از دانشگاههاى غربى، اوضاع مسیحیت، کلیسا و دستگاه پاپ همان است که مى گویند: مدیریت فقهى مدیریت فقیهان است! بازار تجارت عالمان مذهبى است، نه مدیریت علمى
!

اما گروهى دیگر به دلیل ایجاب نکردن شرایط اجتماعى ـ اسلامى در بیان پندارهاى خود به طور صریح، فرصت طلبانه و از روى غرض و مرض چنین سخنانى را ضمنى و در پرده و لفافه مطرح مى کنند. طرح صریح بیاناتى از این قبیل در جامعه اى که اکثریت قریب به اتفاق آنان به اسلام علاقمندند، گاهى خطرآفرین و نابجاست، ناچار به توجیه روى مى آوردند که: «آرى مدیریت اسلامى هم داریم، اما مقصود از مدیریت اسلامى این است که: جامعه اسلامى به گونه اى اداره شود که مسلمانان به اهداف خود برسند و در دنیا عزیز باشند; به تعبیر دیگر، مقصود از «مدیریت اسلامى» اداره جامعه به گونه اى است که عزت اسلامى مسلمانان محقق شود. بنابراین، مدیریتى که در دوران کوتاهى، پیشرفت، توسعه و ترقى کشورهایى از قبیل هند و ژاپن و ... را به ارمغان آورد و بند اسارت آنان را گسست از نوع مدیریت اسلامى است. مقصود از مدیریت اسلامى هم همین است که بر مملکت اسلامى مدیریتى حاکم شود که کشور را به سوى توسعه و ترقى پیش ببرد، مدیریت اسلامى غیر از این، محتوا و معنایى ندارد! این تفکر در پى رد این ادعاست که اسلام در عرصه مدیریت هم سخنى براى عرضه کردن دارد. همین توهّم موجب شده است که این سؤال پى درپى تکرار شود که اسلام چه نقشى در مدیریت دارد
.

ب. گروهى از ساده نگران مذهبى «مدیریت اسلامى» را ارائه نظریات خاص و روشهاى عملى ویژه اسلام براى حل مشکلات اجتماعى مى دانند. طبق این نظر کسى که مدیریت اسلامى را یاد مى گیرد کلید حل کلیه مشکلات را بدست آورده و مطابق فرمول هاى خاصى قادر به حل مشکلات اجتماعى و سیاسى است; مثلاً، با استفاده از آیات قرآن مى داند که: چگونه از تورم پولى در اقتصاد جلوگیرى کند، فساد ادارى را کنترل و روابط بین المللى را تنظیم نماید. این دسته منتظرند که در مورد هر مشکل و معضل اجتماعى نسخه اى ویژه و آماده از قرآن و حدیث دریافت نمایند. روشن است که صاحبان این نگرش سطحى، نه اسلام را شناخته و نه معناى صحیح مدیریت اسلامى را درک کرده اند
.

ج. در برداشتى دیگر، گروهى مدیریت اسلامى را به «مدیریت مدیران مسلمان» معنا مى کنند. آنها مى گویند: همان گونه که «فلسفه اسلامى» به معناى فلسفه فیلسوفان مسلمان است، «مدیریت اسلامى» هم به همین معناست; به عبارت دیگر، محتواى مدیریت اسلامى بررسى توصیفى نحوه مدیریت مدیران مسلمان در طول تاریخ است. مسائلى از این قبیل که سلاطین، وزرا و دانشمندانى که با حاکمیت ارتباطى داشته اند چه خط مشیى را دنبال نموده اند و منطقه تحت نفوذ خود را چگونه اداره کرده و مى کنند; مضامین اصلى «مدیریت اسلامى» را تشکیل مى دهد. در چنین دیدگاهى شیوه مدیریت و حکومت على(علیه السلام) در صدر اسلام، صدور فرمان و دستورالعمل به عُمال خود براى اداره بلاد تحت نفوذ، بررسى کیفیت مدیریت ائمه معصومین، سلام اللّه علیهم اجمعین، و شخص نبىّ اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) الگوهاى مدیریت اسلامى است
.

بى تردید چنین برداشتى از «مدیریت اسلامى» صحیح است و علاوه بر توصیف واقعیات ممکن است درسهاى عملى هم بتوان از آن استنتاج کرد، اما صحیح ترین معناى «مدیریت اسلامى» این نیست.

[ یکشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸۸ ] [ ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ ] [ Hadis ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

دانش اگر در ثریا هم باشد مردمانی از سرزمین پارس بدان دست خواهند یافت... پیامبر اعظم(ص)
موضوعات وب
امکانات وب
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت